العلامة المجلسي

610

حياة القلوب ( فارسي )

متوجه شهر مدين گرديد « 1 » . مؤلف گويد : ممكن است آن حضرت دو عصا داشته باشد : يكى را جبرئيل به أو داده باشد وديگرى را شعيب . ثعلبى روايت كرده است كه : عصاي موسى عليه السّلام دو شعبه داشت ودر پائين دو شعبه كجى داشت ودر ته آن آهنى بود ، چون موسى داخل بيابانى مىشد ومهتابى نبود از دو شعبهء آن نوري ساطع مىشد كه تا چشم كار مىكرد روشن مىكرد ؛ وچون محتاج به آب مىشد عصا را داخل چاه مىكرد وآن كشيده مىشد به قدر چاه ودلوى در سرش بهم مىرسيد آب بيرون مىآورد ؛ چون به طعام محتاج مىشد عصا را بر زمين مىزد پس از زمين بيرون مىآمد به قدر آنچه آن روز بخورد ؛ چون خواهش ميوه مىكرد آن را در زمين فرومىبرد در همان ساعت درختى مىشد واز آن ميوه حاصل مىشد ؛ چون مىخواست با دشمن خود جنگ كند ، بر دو شعبهء آن دو مار عظيم ظاهر مىشد كه دفع دشمن از أو مىكردند ؛ چون كوهى يا بيشه‌اى در سر راه أو ظاهر مىشد عصا را مىزد وراه براي أو گشوده مىشد ؛ چون مىخواست از نهر بزرگى عبور كند عصا را مىزد تا نهر از براي أو شكافته مىشد ؛ وگاهى از يك شعبه‌اش آب واز شعبهء ديگرش عسل مىجوشيد ؛ چون از راه رفتن مانده مىشد بر آن سوار مىشد وأو را برمىداشت وبه هر جا كه مىخواست أو را مىبرد وأو را راهنمائى مىكرد وبا دشمنانش جنگ مىكرد ؛ واز آن بوى خوشى ساطع بود كه محتاج به بوى خوش ديگرى نبود ؛ وچون آن را از براي اظهار معجزه مىانداخت اژدهائى مىشد كه از آن بزرگتر نتواند بود در نهايت سياهى ، وچهار پا بهم مىرسيد آن را ، وبه جاى دو شعبه دهانى بزرگ براي أو بهم مىرسيد ودوازده نيش ودندانها در دهانش ظاهر مىشد ، وصداى مهيب از دندانهايش ظاهر مىشد ، واز دهانش زبانهء آتش بيرون مىآمد وبه جاى آن كجى ، بالى از براي آن بهم مىرسيد كه هر مويش مانند نيازك و

--> ( 1 ) . مجمع البيان 4 / 250 .